فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

119

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

به دريا انداخته از قلل آن كوههاى يخ خود را بر فراز زمين افكنيم ، اگر بقيّتى در حيات مقدّر باشد سلامت يار گشته ما را بر كنار آب رساند و الا مركب زندگى در وحل اجل باز ماند . بدين عزم از قلّهء كوهى از يخ كه موازى پنجاه گز ارتفاع آن بوده باشد تخمينا خود را با اسب افكنده چون استيفاء ايّام مقدّر حيات نكرده بوديم و در مدت بقا چند روزى امتدادى مانده بود بسلامت بر ساحل سيحون فرود آمديم و بسيارى از افراد عساكر شوكت مآثر چون جلادت ما را بر فوق آن جليد مشاهده كردند طريق موافقت سپرده و راه مرافقت به پايان برده ، از قلل آن جبال شوامخ بر ساحل بحر فرود آمدند و چون سطح يخ كه بر بالاى بحر بسته بود در كمال ملاست و نرمى بود سواره عبور بر آن در حيطهء امكان نبود ، هر آينه فرود آمده اسبها در دست بر روى يخ روان شديم ، كمال لطف حفيظ عليم كه بمساعدت « وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ » « 1 » طايفهء را از عبور دريا از غرق نجاة كرامت فرموده بود ، اسعاد فرموده ، ما را هم نجاة كرامت فرمود و از غرايب امور آنكه اين فقير درين وقت بغايت مريض و نحيف بودم و انواع امراض مختلفه مثل حصبه و يرقان و ذات - الصدر بدن ناتوانرا از حليهء صحت عاطل ساخته بود و اتفاقا فصد در منازل سابق اتفاق افتاده و بواسطهء دفع مواد ، بدن را كمال نحافت و ناتوانى روى نموده ، حالى عنان اسب در دست بر روى يخ روان شدم ، چون بيشتر مسافت را به زحمت بسيار قطع كردم چند سر ارابه مقدم بر فقير ميگذشتند و من عقب ايشانرا فرا گرفته در قطع آن مسافت قدم بر قدم كشندگان ارابها نهادم ناگاه ثقل ارابه در يخ تأثير كرد و رخنهء عظيم در يخ افتاد و ارابها در قعر آب منغمس شد و شكست يخ در محل عبور ما اثر كرد و حالت غرق صريح و معاينه [ 51 پ ] نمود ، طمع از جان برداشته و چشم اميد بر لطيفهء غيبيّه گماشته ، قدم از رفتار عاجز شد و در سطح آن يخ همچو خط

--> ( 1 ) - وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ . سورة يونس آيهء : 89 .